جمال رضايى
222
بيرجندنامه ( فارسى )
فصل دو طبقات و اصناف مردمى كه در آن زمان در بيرجند زندگى مىكردند از نظر طبقاتى يكسان نبودند و در ميان آنان طبقات چندى - در درجات متفاوت - بازشناخته بودند مانند : 1 - 2 - اميران و اشراف : اين طبقه اعضاء و افراد خاندان « اميران » قاينات ( علم - خزيمه ) و كارگزاران بزرگ آنان بودند كه جاه و مقام و مال و منال بسيار داشتند و زندگى و آداب و رسوم و حتّى لباس آنان با افراد طبقات ديگر - بويژه تودهء مردم - متفاوت بود . از سرشناسترين ، معتبرترين ، قدرتمندترين ، غنىترين و متنفّذترين افراد اين طبقه در دههء پايانى سدهء سيزدهم و آغاز دههء نخست سدهء چهاردهم خورشيدى كسان نامبردهء زير بودند كه هركدام در حدّ خود صاحب ثروت ، قدرت ، نفوذ و شهرتى بودند و با آنكه در اين دهه حكومت محلّى برچيده شد و دست آنان از مقام و قدرت كوتاه گشت ولى با توجه به سابقه و ثروتشان قدرت و حشمت آنان - هركدام در حدّ خود - كموبيش برقرار بود اما اندكاندك از آن كاسته مىشد تا آنجا كه فرزندان بسيارى از آنان در شمار مردم عادى درآمدند و اگر برخى اعتبارى داشتند بيشتر بهسبب ثروت موروثى آنان بود و يا به جهت شايستگى و صلاحيّت شخصى خودشان : * - امير محمّد ابراهيم خان علم ( شوكت الملك ) آخرين حكمران قاينات - معروف به امير قاين ( پدر امير اسد اللّه خان علم ) . * - امير معصوم خان خزيمه ( حسام الدّوله ) از حكمرانان قاينات و اوّلين فرماندار بيرجند ( پدر امير حسين خان خزيمه علم و امير علم خان خزيمه ) .